آدمی انگار هر سو که می رود به مانعی برخورد می کند ...
متحیّر است ... مضطرب است ... هر طور که هست می خواهد به اوج لذت و خوشی برسد ...
اما ... اما نمی ... تواند ... هر توانایی که دارد به کار می بندد ...
فجیع ترین هوس ها را به کار می برد ... به بن بست می رسد .
انواع داروهای روان گردان را برای رهایی از وضع خود به کار می برد ... به بن بست می رسد .
انواع مواد های مخدر را به کار می برد ... باز به بن بست میرسد .
پول جمع می کند .. مال دیگران را به ناحق می خورد .. حرص می زند ... آخر به بن بست می رسد .
انواع مختلف گفته شده را با هم مخلوط می کند ... کثیف ترین اعمال را انجام می دهد ... باز ... باز هم به بن بست می رسد .
چقدر ما انسان ها بدبختیم ... چقدر ما انسان ها نابودیم ...چه می کنیم ...
این لذت زندگی کجا و لذت زندگی کجا ...
این راه زندگی کجا و راه ... خاکی کجا ...
می شود ؟ ... راه آن مهربانی را گرفت که با تمام بدی هایمان باز هم راه ما را به بن بست نمی رساند ... مگر اینکه خودمان اصرار داشته باشیم ...
اینجا مسیر راه خاکی است ... مسافت : بسیار کم . مساحت : بسیار زیاد . وسیله نقلیه : دل پاک .
کمی فکر کنیم ....
ویرایش شده در - ساعت -
تبلیغات 

